|
سلام میدونید چیه احساس کردم وبلاگم داره تکراری میشه و این خیلی بده ؛ واسه همینم تصمیم گرفتم یه خورده تغییرش بدم . اول از قالب وبلاگ شروع می کنم راستی نظرتون درباره قالب جدید وبلاگ چیه ؟
+ نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386 توسط h |
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 توسط h |
تورو با خودم غريبه از خودم جدا مي بينم خودمو پر از ترانه تورو بيصدا مي بينم من سرگردون ساده تو رو صادق ميدونستم اين برام شکسته اما تو رو عاشق ميدونستم اون هميشه با محبت براي من ديگه نيستي نگو صادقي به عشقت آخه چشمات ميگه نيستي من سرگردون ساده تو رو صادق ميدونستم اين برام شکسته اما و رو عاشق ميدونستم
+ نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386 توسط h |
هميشه براي کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه... واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه... براي کسي غمگين باش که در غمت شريکه... عاشقه کسي باش که دوستت بداره... .•*..*•.•*..*•.•*..*•.•*..*•..•*..*•. .•*..*•.•*..*•.•*..*•.•*..*•..•*..*•. + نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 توسط |
و می خواستم بگم می خواستم بگم که ... دوستت دارم عاشقانه عارفانه بی بهانه دوستت دارم باصداقت بی نهایت تا قیامت...
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 توسط h |
زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ... يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر سختي هاست ، چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه همسفريم + نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 توسط h |
غصه نخور مسافر اينجا ما هم غريبيم + نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386 توسط |
کاش می دونستی چقدردلم هرروز بهانه ی تورا میگیره کاش می دونستی چقدردلم هوای با تو بودن کرده کاش می دونستی چقدردلم ازاین روزهای سرد بی توبودن گرفته کاش می دانستی چقدردلم برای ضرب اهنگ قدمهایت گرمی نفسهایت، مهربانی صدایت تنگ شده کاش می دانستی چقدردلواپس توام كاش... + نوشته شده در یکشنبه هجدهم شهریور 1386 توسط |
نمی گم که رو زمین عاشقترینم نمی گم برای تو من بهترینم نمی گم که ثروت دنیا رو دارم نمی گم که قدرت خدا رو دارم نمی گم که خورشید وماه برات می آرم نمی گم ستاره تو شبات می آرم نمی گم قصری از طلا می سازم نمی گم پلی ازلاله ها می سازم نمی گم با بودنم غم دیگه مرده نمی گم خدا تو رو به من سپرده من می گم معنی عشق من تو هستی من می گم تنها امید من تو هستی من می گم یک قلب پاک و ساده دارم من می گم برای تو هر چی که دارم من می گم مهرو وفا برات می آرم من می گم تا جون دارم برات می سازم من می گم با جون ودل برات می سازم من می گم غم اگه داری با تو هستم من می گم تنها با عشقت زنده هستم (.sh) + نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386 توسط h |
چشمانم خیس و لبانم خاموش دلتنگ و بی تاب زندگیم افسونیست در دست باد منم و رویای وهم انگیز ماندن روز های بر باد رفته بغضی خموش در شاهراه حنجره محکوم به فرسایش بی وقفه ی عمر در گذشت بی هیجان ثانیه ها اسیر بودنی ناتمام زخمیه همیشگی سایه ها قسمت همین بود تا آخرین دم حیات دلتنگ!(تینا) + نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 توسط |
ترانه ای روی زمین افتاده بود قناری کوچکی آنرا برداشت و در گلوی نازک خود ریخت ترانه در قناری جاری شد با او در آمیخت ترانه آب شد ترانه خون شد ترانه نفس شد و زندگی... قناری ترانه را سر داد ترانه از گلوی قناری به اوج رسید... ترانه معنا یافت ، ترانه جان گرفت قناری نیز ، و همه دانستند که از این پس ترانه بودن است.. ترانه هستی است... ترانه جان قناری است... ایمان ترانه ی آدمی است قناریِ بی ترانه می میرد و آدمیِ بی ایمان + نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 توسط |
دستمال کاغذي به اشک گفت: + نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 توسط h |
اگه يه روز قلب يكي رو شكستي يه ميخ تويه ديوار فرو كردي، اگه يه روز از دلش در آوردي ميخو از ديوار بيرون آوردي ولي چه فايده كه جاي ميخ رو ديوار مي مونه ... + نوشته شده در شنبه دهم شهریور 1386 توسط |
آدم تو زندگيش فقط يه بار عاشق ميشه اگه حتي به دو بار كشيد، اون عشق نيست آدم وقتي عاشق شد، حتي يه لحظه هم عشقش رو نميذاره و بره اگه اين كارو كرد، اون عشق نيست آدم وقتي عاشق شد، چشمش خود به خود روي همه بسته ميشه اگه نشد، اون عشق نيست آدم وقتي عاشق شد، فقط صلاح و خوبيه عشقش رو ميخواد اگه غير از اين بود، اون عشق نيست آدم وقتي عاشق شد، يه لحظه نميتونه غم عشقش رو ببينه و آروم بگيره اگه غير از اين شد، اون عشق نيست + نوشته شده در جمعه دوم شهریور 1386 توسط h |
تولد، يعني: آغازِ لاجرم آغاز درکِ ترس آرزو خانم تولد عمو صالح عزیزت را بهت تبریک می گیم امید وارم ۱۲۰ سال زنده باشه و ما باز هم تولدش بیایم از طرف بچه های وبلاگ تکه های قلب شکسته ( حمید و حسین و تینا ) دوستان عزیز برای اینکه به تولد عموی آرزو بیاید یه سری به وبش بزنید www.happybirthday-amooee.blogfa.com و این هم از کادوی ما به عمو عزیزت + نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 توسط |
من تو اين دنيا سه تا دوست دارم … خورشيد ،ماه و تو . اولي رو واسه خودم دومي رو واسه شبام ولي تو رو واسه تک تک لحظه هام مي خوام... + نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 توسط |
خيلي سخته توي پاييز با غريبي آشنا شي اما وقتي که بهار شد يه جوري ازش جدا شي خيلي سخته يه غريبه يه وقت به دلت بشينه بعد بگه هرگز نميخواد تو رو ببينه...!!! + نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 توسط |
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 توسط h |
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 توسط |
کاش می دانستی چقدر تو را دوست دارم.... + نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 توسط |
كاش مي توانستم تمام بغض هاي دوري ز تو را در وجودم نابود كنم باتمام اقاقي ها مريم ها و رز هاي عالم باغي درزهنم ميسازم ودرآن با گلهاي نرگس برايت تختي مي گذارم تاهمچنان بر فرمان روايي ات بر قلبم ادامه دهي دوستت دارم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 توسط h |
هر چند مال من نشدی ولی ازت خیلی چیزا یاد گرفتم. یاد گرفتم به خاطر کسی که دوسش دارم باید دروغ بگم. یاد گرفتم هیچ وقت هیچ کس ارزش شکستن غرورمو نداره. یاد گرفتم تو زندگیم به اون که بفهمم چقدر دوسم داره هر روز دلشو به بهونه ای بشکنم. یاد گرفتم گریه های هیچ کس رو باور نکنم. یاد گرفتم بهش هیچ وقت فرصت جبران ندم. یاد گرفتم هر روز دم از عاشقی بزنم ولی خودم عاشق نباشم... + نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 توسط |
كاش مي شد بدونی چشام از اون موقع که تو رو دید دیگه هیچکی رو ندید. کاش می شد بدونی از اون لحظه که دلم به عشقت تپید دیگه این احساس رو جای دیگه ای ندید. کاش می شد بدونی از اون هنگام که لبم برای تو خندید لبخند رو به هیچکی هدیه نداد. کاش می شد بدونی از اون وقت که گفتی راه دوست داشتن هرچیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود؛ همه ترسم از این بود که منو فراموش کرده باشد. و حالا باز جملات زیبایت روبروی چشمانم هستند. جملاتی که هرکدام جان وعشق و امید را در دلم زنده کرد. جملاتی که نور را در دلم تاباند و مرا به زندگانی امیدوار ساخت. و اکنون من دیوانه در انتظار تو در تنهایی خودم به سر می برم و کاش می شد بدانی.... + نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد 1386 توسط |
با من بمان ای همصدا ، تا آخره اسم سفر + نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد 1386 توسط |
واین هم چند تا کارت پستال امیدوارم خوشتون بیاد
طراح حمید
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد 1386 توسط h |
عشق فقط میگه: تو مال منی. عشق نمی پرسه اهل کجایی؟ فقط میگه: توی قلب من زندگی می کنی. عشق نمی پرسه چه کار می کنی؟ فقط میگه: باعث می شی قلب من به ضربان بیافته. عشق نمی پرسه چرا دور هستی؟ فقط میگه: همیشه با منی. عشق نمی پرسه دوستم داری؟ فقط میگه: دوستت دارم + نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 توسط h |
خدایا : از عشق امروزمان چیزی برای فردا کنار بگذار: نگاهی ، یادی، تصویری، خاطره ای ، برای آن هنگام که فراموش خواهیم کرد روزی چقدر عاشق بوده ایم + نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 توسط h |
آنگاه که آسمان را در چشمان تو می بینم آنگاه که خورشید را در قلب تو می یابم وقتی هفت شهر عشق را با گرمی دستانت آغاز کردم وقتی معنی دوست داشتن را در نگاه معصوم خنده هایت خواندم چه می خواهم از تو جز اینکه بگویم ای بهترینم... برای داشتنت بهانه نمی خواهم تو خود ، بهانه ای برای وجود من باز با تو ، گرمای وجودت ، احساس عمیقت.. دلتنگی های دیدنت را به شوق همان نگاهی که به نگاهم دادی همان دستی که در دستم نهادی همان آغوشی که به آغوشم سپردی تحمل می کنم تا از آن آلاچیقی بسازم برای چشیدن طعم خوش با تو بودن + نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 توسط h |
من غروب عشق خود را در نگاهت ديده ام.... من بناي ارزو ها را زهم پاشيده ام.... آنچه بايد من بفهمم اين زمان فهميده ام.... در دل خود من به عشق پوچ تو خنديده ام
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 توسط h |
خود را به كه بسپارم وقتي كه دلم تنگ است پيدا نكنم همدل دلها همه از سنگ است گويا كه در اين واري از عشق نشاني نيست گر هست چنين نامه آلوده به صد رنگ است ولي زمان رسيدن آن لحظه آسمان بي مهر شود دريا طوفاني و ناآرام چشم ها فرياد شود دل ها حسرت دوران لحظه هايي که ثانيه ها همه + نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 توسط h |
|